تبليغاتX
زندگی... جنگ... و دیگر هیچ





















زندگی... جنگ... و دیگر هیچ

 

- آهای رفیق خوش صدا!

- تا حالا شده به اندازه ای که متنفری عاشق باشی؟!

مرغ عشق پیرم روی بقایای پاهای بی پنجه ای که در آخرین معاشقه خصمانه با جفت فراریش از دست داده چرخ میخوره و مردمک چشم های درشت و خیسشو میدوزه به گنجشکهای داف! پشت پنجره که زیر یه خط در میون آفتاب - ابر آسمون٬ لای نون خشک های ریز نم زده میلولن و با فشار خفیفی مدفوع سبز و وارفتشو بیرون میده...

- انگاری وقتشه دونتو عوض کنم...  

+نوشته شده در دوشنبه هفتم دی 1388ساعت21:53توسط اوریانا | |